|
دوستان عزيزم سال نوی ميلادی خوبی رو برای همه آرزو ميکنم . اميدوارم سالی پر از سلامتی ، پولداری ، عشق ، خوشبختی ، هيجان و آرامش داشته باشيم .
|
![]() کيوان ۳۵ درجه تو کامنتدونی پست آخرش در جواب يکی از کامنتها نوشته : ( بياييد رابطه هايمان را به گه نکشيم) !!!!!! جمله ار اين گوياتر و پربارتر از لحاظ معنايی نميشه پيدا کرد. خيلی حرفها توش هست . . .البته که پارتنرت هم بايد آدم گهی نباشه تا رابطه ات به گه کشيده نشه ، اگرنه کار مشکل ميشه. ![]() شب يلداهای چند سال گذشته برای من آ غشته از خاطرات با تو بودن بوده . امسال اما برام هيچ رنگ و بويی نداره . . . حتی حسش نيست اون تخمه آفتابگردونها رو که از ايران آووردم و اون انار هايی رو که چند روز پيش خريدم بچينم رو ميز . بعضی وقتها فکر ميکنی يه چيزايی برات هيچ معنی ندارن . مثل شب يلدا . اين هم يه شب مثل شبهای ديگه . . . شايد اگه يه بار ديگه يه کس ديگه ای مثل تو اومد تو زندگيم من با حرارت نشستم و براش تاريخچه و مناسبت شب يلدامون رو تعريف کردم و با هم شراب و انار و تخمه خورديم و تو بخاطر من فکر کردی که برف شب یلدا چه قشنگه و من بخاطر تو فکر کردم که برف و عطر و بوی روزهای کریسمس چه قشنگه . . . ![]() شايد شما هم گذرتون به وبلاگ (دختر بودن) افتاده باشه . نويسنده اش ظاهرا دختر جوونيه که روون مينويسه و بی پروا . از تمايلات و خاطرات سکسی و احساسيش مينويسه . به نظر مياد آدم راحتيه و دختر بودنش رو دوست داره . بعضا هم ديدم در جواب کامنتهای بی ادبانه و توهين آميز خيلی منطقی و مودب برخورد کرده . خيلی وقت بود که لينکش رو گم کرده بودم و گذرم به وبلاگش نيافتاده بود . امشب از ظريق يکی از لينکهای بغلی دوباره گذرم به وبلاگش افتاد . ياد يکی از نوشته های قبليش افتادم که الان هرچی گشتم نتونستم پيداش کنم . راستش وبلاگش رو که ميخونی چنان از روابط جنسی و خاطرات سکسيش مينويسه که خواننده فکر ميکنه با يه آدم خيلی مجرب و حرفه ای (از نوع خوبش البته) طرفه . اما متعجب شدم که تو يکی از پستهای قبليش ديدم نوشته بود تجربه سکس معمولی نداشته و از پشت رابطه برقرار ميکنه ! حالا احتمالا به دليل اينکه در ايرانه و ميخواد ويرجين باقی بمونه . . .راستش بعد از اون بود که ديگه تمايلم رو برای خوندن وبلاگش از دست دادم . چطور ميشه يه دختری تجربه اش اينقدر ناقص و ابتدايی از رابطه جنسی باشه و معمولترين نوع رابطه رو طعمش رو نچشيده باشه اما اينطوری با حرارت از شيرينی روابط جنسيش بگه . . . يک رابطه جنسی نرمال اول از طريق معمول و نرمالش شروع ميشه . . اگه واقعا برای اينکه ويرجين بمونه هر بلايی سر خودش مياره که غريزه جنسيش رو ارضا کنه به جز اصل کاری که بايد بکنه طفلک دخترک ! يا به قول خودش طفلک دختره که حس ناب و قشنگ دختر بودن و لذت جنسی و معاشقه با تمام سلولهای زنانگیش رو حس نکرده اما فکر ميکنه که حس کرده . و آيا اين ويرجينيتی اصلا شباهتی به ويرجينتی داره ؟ اصلا قصدم قضاوت در مورد اينکه اين کار درسته يا غلطه نيست . در جامعه سنتی ايران من بی جا بکنم بخوام به دختری بگم چکار بکنه يا نکنه . . هزار تا فشار روحی و خانوادگی و اجتماعی در رفتارهای يه دختر تاثير ميذاره . حرف من اينه که چقدر حيف که دخترامون طعم چلو کباب رو نچشيده ميشينن در وصف نيمرو يا آبگوشت مثنوی هفتاد من مينويسن و چقدر حيف که ما چهار تا وبسايت به زبون فارسی نداريم که دو تا آدم با تجربه يا سکسولوژيست يا حد اقل کسی که چند بار چلو کباب خورده بيان مسايل رو بيان کنن که يه چيزی هم دستگير خواننده ها بشه . دلم میخواد اگه شماها هم وبلاگش رو میخونین نظرتون رو بدونم . . . آدرس وبلاگش هست پ.ن : دوباره آرشیوش رو گشتم . پست مربوطه را یافتم . به پست تاریخ ۲۴ دسامبر ۲۰۰۶ رجوع شود لطفا . . . جایی که میگه : تجربه معاشقه فراوان داشتهام اما هنوز سکسِ کاملِ واژنی (درست است اصطلاحی که به کار بردهام؟) را تجربه نکردهام. سکسِ دهانی لذتبخشترين تجربه امسالم—تا کنون—بوده. اُرگاسم بینظيری نصيبِ خانمها میکند و فکر میکنم به خاطرِ بیتجربگی يا کمتجربگی معشوقانِ سابق و خودم تا امسال تجربهاش نکرده بودم. فوقالعاده است... ![]() |
اسکارلتدوستانمWholinkstome بایگانی
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
September 2008
January 2009
April 2009
September 2009
October 2009
November 2009
|